![]() |
![]() |
|
| من گرم خودسوزی ابراهیمم |
|
این مرد به استناد دو ماده غریب
محکوم به چند سال زن ذلیلی اجباری است باید که خط خط شعرهاش موشک شوند دست کودکی باران خانه ی همسایه ای که جنگ زده نبود وجنگ ،یک شعر عاشقانه است هرچند که مردن عاشقی را در توالت عمومی شروع جنگ شد اه مرجان نقشه ی جغرافیای من را دزد های دریایی نبوده پای تو زیر درخت بیکاری سوخته دفن نکرده پشت خط رهات تا بوق بوق تلفنی که اشغال میشود جزیره مرد مرجان زیر رنگ و مش موهات استتار کرد هی قطعنامه به لبهات میکشید هی تند تند خشاب روی سرت سیمرغ سوخته از سینمای بلوتوز میرسید تصویر مردی که پشت راه راه های چفیه اش زندانی است مردی که ایکس نخورده احساس میکند در اسمان گم است ومشت مشتهاش مشتی پر از فشنگهای معطل است ته ته گلوش گلنگدن کشیده مرگ ومرد تیر انقلاب باران سرفه هاش روسری ابیت را بردار دختر
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط جلال جعفری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
متاسفانه وبلاگ خودسوزی ابراهیم با تغییر ادرس مواجه شد
فقط به این دلیل که رمز ورود مرا عو... کرده اند یا.... به هر حال با تغییر ادرس در خدمتیم |
| مطالب من در خودسوزی ابراهیم 2 |
|
آذر 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 |
| ارشیو مطالب و بلاگ قبلی من |
|
مرداد 85 اردیبهشت85 فروردین85 اسفند84 بهمن84 وبلاگ خودسوزی ابراهیم1 |
|
RSS
|