![]() |
![]() |
|
| من گرم خودسوزی ابراهیمم |
|
کلاه بردار تر از تو کیست؟
تو که شالهای مرا کلاه کرده ای وقیافه ی سه در چارت را در سلول انفرادیم اویزانی در بند دوم چشمهات که راه راه خاطرات هر چه زندانی بی ملاقاتی ام پر از سلامتی ازادی سلامتی زندونیای بی //صدای قیژه ی در سرباز با مشتی از تیر های معطل قلبهای کاغذیت را اویزان چند قطره خون چقدر سر کاریم چقدر معطلم وقتی که این راه رو به بند اخر چشمهات ختم میشود وقتی که زیر روسری ابیت شب بود ویک سکوت یک حجب زشت یک خجالت کثیف وقتی که قرص ماه میشدی از روی خطوط ماس ماس مالی شده ی ل ب لبها ت وقتی که قرص ماه می شدی تا روح ادم خواری من زنده شود از باز شدن یک کمربند تا بسته شدن یک مشت سی ...لی..لوختت می... بد اموزی این کلمات را به بند اخرچشمهات کشیده میشوم هرچند که قسمتی از این شعر را چیده باشیم باور نه مسخره است با این که طهران را بدون دسته کرده اند این عشق با ت دسته دار تمام شود مثل طاهره مثل اصلا بگذار حالا که این عشق معطل من است تابوت هم با ت دسته دار شروع شود مثل همین طناب مثل تویی که با ت دسته دار شروع میشوی گل تنها یک گل در بازی چشمهات یک گل که ساده بیشتر نبود تماشاگر نماهات مدام فحش دارم فحش می خورم هرچند تو را با چند شاخه گل روی سرم خراب می کنند |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط جلال جعفری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
متاسفانه وبلاگ خودسوزی ابراهیم با تغییر ادرس مواجه شد
فقط به این دلیل که رمز ورود مرا عو... کرده اند یا.... به هر حال با تغییر ادرس در خدمتیم |
| مطالب من در خودسوزی ابراهیم 2 |
|
آذر 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 |
| ارشیو مطالب و بلاگ قبلی من |
|
مرداد 85 اردیبهشت85 فروردین85 اسفند84 بهمن84 وبلاگ خودسوزی ابراهیم1 |
|
RSS
|