![]() |
![]() |
|
| من گرم خودسوزی ابراهیمم |
|
سلام
بعد از مدتی که رایانه خراب شد حالا امدیم اما با یک کار جدید لطفا نقد کنید ================= حماسه با تو شروع شد وقتی که از ۱۰۰های قرص ضد بارداری گذشتی وقتی که زن درون کوچه فوت می شدی وان یکاد وقتی فرشته های دیپلم ردی ترا چرا برای همیشه به کوچه ی علی چپ زدی؟ حماسه با تو جان گرفت وقتی که زخم جنگهای زرگری از پیشانیت گذشت مرد توی شکم زن کارد شد زن توی شکم مرد مرد گفتم که یادت بیفتد بفهمی ترا چقدر نامردند {مخاطب عزیز به دلیل کمبود امکانات لطفا از نوار های کاستتان صدای ناله ی یک نی راplay کنید} لا لا لا لا عزیز مادر جونم من مو از روز ازل بختم کج کج افتاد شانه را گیر میکند زن کنار بیست سالگیت پر از سنگهایی که به سرت خوردند و ادم نشدی عزیز مو مو از روز ازل بختم کج افتاد چرا که مادرم شیر غمم داد لا لا لا این جای شعر باید نوار بپیچد توی گلوی زن بغض شوی از تصویر های دلخراش پر شوی انقدر که {لطفا بیماران قلبی به این تصاویر...} زن چشمهاش را میبندد میشمارد تا قایم شوی به بیست که میرسد سر چهار راه چند بسته چسب زخم حرام ادمهای میکنی که خون ترا حلال کرده اند
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط جلال جعفری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
متاسفانه وبلاگ خودسوزی ابراهیم با تغییر ادرس مواجه شد
فقط به این دلیل که رمز ورود مرا عو... کرده اند یا.... به هر حال با تغییر ادرس در خدمتیم |
| مطالب من در خودسوزی ابراهیم 2 |
|
آذر 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 |
| ارشیو مطالب و بلاگ قبلی من |
|
مرداد 85 اردیبهشت85 فروردین85 اسفند84 بهمن84 وبلاگ خودسوزی ابراهیم1 |
|
RSS
|