![]() |
![]() |
|
| من گرم خودسوزی ابراهیمم |
|
((فیلسوفان به طرق گوناگون جهان را فقط تفسیر کرده اند اما سخن بر سر تغییر ان است))مارکس بی شک افراد زیادی بودند که در ادبیات امروز (منظور ما مدرن است) سهم به سزایی داشتند که یکی از انها البرت اینشتین بود. او(( فیزیکدان ریاضیاتی بود که با نظریه های نسبیت خاص(1905) ونسبیت عام(1916) فیزیک نیوتونی را واژگون کردونشان داد که اگر اجسام در سرعتهای نزدیک به سرعت نور حرکت کنند اتفاق عجیبی مانند کاهش اندازه یا کاهش جرم خواهند داشت)) که البته به نظر من نزدیک شدن به سرعت نور را میتوان این جور هم تعریف کرد که اگر شما با دو گام سریعتر راه بروید به سرعت نور نزدیکتر شده اید وبا این تعریف اگر در موقعیتی از این چرخه ی زمانه ناراحت شدید وبه عجبا گفتن افتا دید جای هیچ نوع نگرانی نیست وشما باید از ان پس کمی سریعتر راه بروید تا دچار افسردگی و دیگر بیماریهای روانی امروز نشوید . به طور مثال ویژگیهای معشوق در شعر گذشته را اگر الان که کمی به سرعت نور نزدیکتر شده ایم به بحث بگذاریم به چندین تفاوت بر میخوریم که میتوان از 1.عوض شدن جنس معشوق در شعرهایی که معشوق مرد میشود ویا حتی در اشعار همجنس گرایانی که معشوق وعاشق از یک جنسند 2.توانایی انجام کار معشوق که در گذشته وجود نداشت 3.معشوق از جنبه فردی به عمومیت میرسدو.... اینشتاین معتقد بود که جایگاه ناظر همواره بر نتیجه تاثیر دارد ونتیجه را نسبی و احتمالی میکند .(( این تبلوراصل اغازین کوبیسم بود که به موجب ان اگر از جاهای مختلف نگاه کنیم هر چه دیده میشود همیشه بسته به جای دیدن جنبه نسبی دارد)). انچه که در ادبیات جدای از بحث تشابه واستعاره میگنجد.یعنی لیوان خالی در شعری که با لکنت زبان میاید یا بر اثر ترس نیمه است یا نیمه ی یک لیوان سم است ویا اصلا نیمه بوده است ویا... واین مسئله برداشت را از یک شعر با قطعیت ناسازگار میکند. ((پیوستار فضا-زمان چهار بعدی اینشتاین کاربرد مونتاژ وکولاژ را در هنر بازتاب داد.شدت وفشردگی فضا-زمان به دلیل هایی به صورت تراکم جهان در یک ذهن واحد می یافت)) تا ان جا که در بسیاری از کار های مدرن مجموعه های در هم تنیده ی فکری وعاطفی در یک لحظه ی زمان تعریف میشد.بی شک رمانهایی که اتفاقهای چند ثانیه ای چند صفحه ان را پر میکند با فضا هایی که متراکم و پر از خفقان هستند کم دیده نشده است. مرگ مولف ویا حتی به کار بردن کلماتی که قطعیت ندارند در ادبیات معاصر بسیار چشمگیر بوده است وبی نصیب از تئوری نسبیت نبوده اند حتی بی ثباتی زمان در ادبیات امروز. ماخذ :کلیه جملات داخل دو گیومه از کتاب مدرنیسم نوشته ی پیتر چایلدز وبا ترجمه رضا رضایی به چاپ 83 نشر ماهی بر میگردد. ==================== ویک کار از خودم
========== □ سجاده تا نفرين يک دعا پهن شد□ سنگي به سنگسار خورشيد نمانده است مرده شور ها به انتظار دموکراسي تو نه ◦ کج ومووج
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط جلال جعفری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
متاسفانه وبلاگ خودسوزی ابراهیم با تغییر ادرس مواجه شد
فقط به این دلیل که رمز ورود مرا عو... کرده اند یا.... به هر حال با تغییر ادرس در خدمتیم |
| مطالب من در خودسوزی ابراهیم 2 |
|
آذر 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 |
| ارشیو مطالب و بلاگ قبلی من |
|
مرداد 85 اردیبهشت85 فروردین85 اسفند84 بهمن84 وبلاگ خودسوزی ابراهیم1 |
|
RSS
|